X
تبلیغات
رایتل

سلام

بسیاری یغما گلرویی  را از آلبوم «نقاب» سیاوش قمیشی و با ترانه های «نقاب»،«فاصله» و «سقفِ بی دیوار»، همان خسته شدمِِ معروف، می شناسند. اما آشناییِ من با آثار او به اولین کتابش «گفتم بمان! نماند!» که در بهار 77 منتشر شد بر می گردد. کتابی که حاوی شعرهای آزادِ عاشقانه ی او بود. بعد از آن «مگر تو با ما بودی» در سال 78 و سرانجام اولین مجموعه ی ترانه ی او، «پرنده بی پرنده» در سال 79. این آشنایی بعدها به رفاقتی صمیمانه تبدیل شد. رفاقتی که طی آن چیزهایِ بسیاری از این دوستِ مهربان آموختم.

نامِ این وبلاگ را از یکی از ترانه هایِ او – که بسیار دوست می دارمش – گرفته ام. شما را به خواندنِ این ترانه ی زیبا دعوت می کنم:

بی سرزمین تر از باد

من کتک خورده ترین حنجره ام! با صدایِ پاره پاره توی باد!

ذله از سکوتِ سایه های شب، دل شکارِ حرفای یکه زیاد!

من کتک خورده ترین حنجره ام! خسته از ترانه های بی امید!

پا به زنجیرِ یه خوابِ یائسه ! خطِ قرمز روی کاغذِ سفید!

من نفس مرده ترین حنجره ام! بی نشون و سر به مهرم مثِ راز!

تو که از غریبه آشناتری، من و این زخمِ شکفته رُ بساز!

« تن تشنه مثلِ خورشید! بی سرزمین تر از باد !

کولی تر از ترانه! بی پرده مثلِ فریاد!

همسفره ی جنونم! پابندِ شامِ آخر!

یاغی ترین ستاره در این شبِ شناور! »

منُ تا جشنِ ستاره ها ببر، که تویِ سیاهی زندونی شدم!

منُ باخبر کن از رمزِ غزل، که اسیرِ حبسِ پنهونی شدم!

پیشِ فانوسِ شب آیینه بگیر، تا چراغونی شه این سقفِ کبود!

ننویسِ رو برگِ اولِ کتاب ، دوباره یکی بود و یکی نبود!

بودِ من بودنِ تو بوده وُ هست، بِبَرَم تا خلوتِ امنِ یه دست!

شونه تُ یه تکیه گاهِ تازه کن، تا زمین نخورده این همیشه مست!

« تن تشنه مثلِ خورشید! بی سرزمین تر از باد !

کولی تر از ترانه! بی پرده مثلِ فریاد!

تنهاتر از سکوتم! روشن تر از ستاره!

از غربتی رسیدم تا غربتی دوباره!»

یغما گلرویی