X
تبلیغات
رایتل

«گناه اول ما افتتاح پنجره بود!
گناه دوم ما انهدام دیوار است!»
قیصر امین پور

مدتها پیش وقتی مشغول یکی از وبگردی های شبانه ام بودم، در سایتGoogle نام دوستِ شاعر و ترانه سرایم «یغما گلرویی» را جستجو کردم.نتیجه ی این جستجو یافتن وبلاگی بود به نام شاعرانه ها. وبلاگی که نویسنده ی آن ،سیامک بهرام پرور، بعدها به یکی از بهترین و ارزشمندترین دوستانِ من تبدیل شد. این آشنایی مقدمه ای بود بر آشنایی بیشتر من با جامعه ی وبلاگ های ایرانی. برای من که ادبیات و به ویژه «ترانه» از مهم ترین دغدغه ها و دلمشغولی هایم به شمار می رود،ساختن وبلاگی در این زمینه آرزویی دیرینه بود. آرزویی که با کمک ها و راهنمایی های سیامکِ عزیز جامه ی عمل پوشید. تا جایی که من اطلاع دارم در میان وبلاگ های ادبی، تنها چند وبلاگ به طور پراکنده به مقوله ی ترانه می پردازند، سعی من بر این خواهد بود که به طور دائمی و تخصصی در اینجا از ترانه و آنچه به ترانه مربوط است بگویم. بی تردید در این راه از راهنمایی ها و یاری های دوستان این وبلاگ استقبال خواهم کرد.

نام این وبلاگ ، «بی سرزمین تر از باد» ،برگرفته از یکی از ترانه های ترانه سرای خوبِ هم روزگارمان «یغما گلرویی» و همچنین نام مجموعه ی ترانه های تازه ی اوست که به زودی منتشر خواهد شد. از یغما به خاطر این که اجازه ی استفاده از این نام را به من داد و همچنین به خاطر تمام مهربانی هایش سپاسگزارم. ( از اواسط اردیبهشت ماه و همزمان با برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به طور کامل کتابهایی را که امسال از یغما منتشر خواهد شد در اینجا معرفی خواهم کرد).

فکر می کنم که معرفی و مقدمه چینی به اندازه کافی انجام گرفته باشد. پس شما را به اولین ترانه ی ترانه خانه یِ «بی سرزمین تر از باد» دعوت می کنم، شاد و پیروز باشید:

نامه ای بدون نشانی

بازم سلام عزیزِ دل ، ببین منُ یادت میاد

منم همون شاعری که یه روز دلش رُ به تو داد

فقط یه کم توی موهام ، موی سفید زیاد شده

گوشم پر از زمزمه ی «کاشکی یه روز بیاد» شده

فقط یه کم حس می کنم از اون روزا عاشق ترم !

هنوز کنار پنجره صُب تا غروب منتظرم

اما دلم شور می زنه ، مث یه برگ میونِ باد

آخه همه بِهِم میگن اون دیگه هیچوقت نمیاد

میگن که عشق و عاشقی این روزا از مد افتاده

به فکر آب و نون باشین ، به فکر یک کار ساده !

به قول اون عروسکِ نازک دل و خوش آب و رنگ

همون که شیش ماه ایرونه ، شیش ماه دیگه توی فرنگ :

« عشقای پشت پنجره ، مال زمان قجره!

دنیا دیگه عوض شده ، ای مِیل من یادت نره!

واسه قرار بعدیمون برات یه آف لاین میذارم

اونور خواب آدما تو سایت شب منتظرم

کاری اگه داشتی با من بگیر اینم موبایلمه !

اینم «هاپو» سگ منه ، عشقمه! جون و دلمه ! »

یکی دیگه می گفت که « بخت ، مث شهابه این روزا

به فکر نون باش که دیگه خربزه آبه این روزا ! »

اما ترانه سازِ تو هنوز مث اون قدیماس

اونور قاب پنجره منتظر صدای پاس

عطر عجیب روسریت هنوز براش مقدسه

بال پریدن نداره! زندونیِ این قفسه !

«‍ ح.ع »