X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سلام
از این به بعد من فقط اینجا می نویسم

http://bisarzamin.persianblog.com

ممنون میشم اگه باز هم به من سر بزنید
شاد باشید!

سلام

پیش از هر چیز دیگر به خاطر تاخیر در به روز رسانی از تمام دوستان معذرت می خواهم. امیدوارم از این پس بتوانم سر و شکل منظم تری به اینجا دهم. ممنون که همراهیم می کنید.

در روزهای آغازین کار این وبلاگ، ترانه ای از یکی از دوستان ترانه سرایم، علی احمدی را برایتان نقل کرده بودم. ترانه ای به نام نامسلمون که حال و هوایی کوچه بازاری داشت. امروز دو ترانه ی دیگر از او را خواهید خواند. این ترانه ها را - که به شخصه بسیار دوستشان می دارم- از کتاب (حلالم کن به یک لبخند!) انتخاب کرده ام. ترانه ی اول (تیله) و ترانه ی دوم (بوسه) نام دارد… و حرف آخر اینکه مجموعه ترانه های علی احمدی ، حلالم کن به یک لبخند، توسط انتشارات دارینوش منتشر شده است…در انتظار نظراتتان هستم.موفق باشید.

تیله

تو قمار دل سپردن، اگه قاقم، اگه پیشی
خبر از بُردنِ ما نیست، تو بدون برنده می شی!

یادته رفیق؟! شمردیم هر چی تیله بُرده بودیم!
واسه ی بُردنِ اون ها، خیلی غصه خورده بودیم!

تیله های رنگیِ ما، هم ردیفِ خنده ها بود!
مثل بال و پر برای دنیای پرنده ها بود!

خبر از باختن نداشتیم، اگه داشتیم یه کَمَک بود!
تنها دلخوشی برامون، بازی اَلک دولک بود!

تا یه جفت تیله ی خوشرنگ، ما رو مست و بی قرار کرد!
تیله ی قرمز ما رو، بی خبر بُرد و فرار کرد!

دلمون سرد و سیا شد، مثِ اون تیله ی شبرنگ!
تیکه تیکه شد دلِ ما، مثلِ سنگای تو هفت سنگ!

هر جا رفتیم و نشستیم، بی کسی رفیقِ ما شد!
نفسِ سردِ جدایی هم صدای گریه ها شد!

دیگه بال و پر ندارم، تیله ی سه پر ندارم!
از دلِ خودم که هیچی! از تو هم خبر ندارم!

بعد از این اگه تو بُردی، یادِ همپاییِ ما کن!
تیله ی شکسته دیدی، یادِ تنهاییِ ما کن!

واسه من فرقی نداره، اگه پیشی،اگه قاقی!
یادگارِ دلسپردن! تو بمون همیشه باقی!

(علی احمدی)

بوسه

از عشق تا شکفتن، یک راه مانده باقی!
آن هم عبور لب ها، از نقطه ی تلاقی!

امشب برای آغوش، چون هر زمان حریصم!
بسپار شانه ات را ، بر گونه های خیسم!

من با تو قد کشیدم، نه بیش نه کم از تو!
وقتی نفس کشیدم، آغشته بودم از تو!

بی تو تمام شعرم، تعبیر یک قفس بود!
حتا نفس کشیدن، جان کندنی عبث بود!

با من همیشگی شو! به قصدِ پر کشیدن!
به افتخار خورشید، ترانه سر کشیدن!

عریان تر از خطر شو! ای آبشارِ سوزان!
فرصت نمانده! شب را با بوسه یی بسوزان!

نزدیک تر شو! نزدیک! تا قلبِ بی قرارم!
من تا تمامیِ تو، یک بوسه راه دارم!

از عشق تا شکفتن، یک راه مانده باقی!
آن هم عبور لب ها، از نقطه ی تلاقی!

(علی احمدی)

Langeston Hughes

سلام

از تمام دوستانی که همیشه با نظرات خود مرا مورد لطف قرار داده و می دهند سپاسگزارم. گمان می کنم تمام وبلاگ نویس ها در این نکته که نظرات بازدیدکنندگان وبلاگ ها دلگرم کننده ترین وجه وبلاگ نویسی است، توافق دارند. بی وجود این نظرات نوشتن در اینجا مثل حرف زدن با دیوار است!

امروز شما را به خواندن شعری از لنگستون هیوز، ملک الشعرای هارلم، دعوت می کنم. هیوز یکی از بزرگترین شعرای آمریکا و از تاثیرگذارترین افراد در رنسانس هارلم است. ادب دوستان ایرانی «لنگستون هیوز» را بواسطه برگردان های کارهایش توسط شاملوی بزرگ می شناسند. بخش بزرگی از کتاب ارزشمند «همچون کوچه ئی بی انتها» به شعرهای هیوز اختصاص دارد. شاملو با توانایی بی نظیری که در برگردان و بازآفرینی شعر داشت، در انتقال زبان محاوره ای و لحن اعتراض آمیز «لنگستون هیوز» آنچنان استادانه عمل می کند که مخاطب فارسی زبان به خوبی موفق به برقراری ارتباط با مضامین عدالت جویانه و ضدتبعیض نژادی اشعار او می شود.

متاسفانه بعد از شاملو ، هیچ برگردان مناسبی از دیگر اشعار «لنگستون هیوز» ارائه نشد. تنها در مواردی معدود ترجمه هایی در برخی مجلات ادبی به چاپ رسید که با وجود وفاداری به متن اصلی از کمترین میزان شاعرانگی برخوردار بود.

شعری که در ادامه خواهید خواند، شعری عاشقانه است که توسط من و یغما گلرویی به فارسی برگردانده شده است. سال آینده مجموعه ای از اشعار «لنگستون هیوز» به همراه اشعار نه شاعر بزرگ دیگر در کتابی به نام «جهان در بوسه های ما زاده می شود» توسط یغما گلرویی منشر خواهد شد. و اینک خودِ شعر:

آهنگ عاشقونه

می تونم شب هارلمُ
مثِ یه شال دور شونه هات بپیچم وُ از نئون مغازه ها
برات یه تاج بسازم!

می تونم از صدای نکره ی اتوبوسای لِنوکسُ
بوق تاکسیایی که از گذر می گذرن
واسه ت یه آهنگ عاشقونه بسازم!

می تونم صدای قلب هارلمُ
- که مثِ ریتم رومبا می مونه!
رو یه صفحه واسه ت ضبط کنم وُ تا خود صُب
با چرخیدن اون صفحه باهات برقصم..

آره! می تونم!
شیرین‏ دخترِ قهوه رنگِ کوچه های هارلم!

«لنگستون هیوز»

برگردان: یغما گلرویی / حسن علیشیری

* هارلم نام محله ی سیاهپوستان نیویورک و لنوکس نام خیابانی در این شهر است.

Dedicated to you honey